تبليغاتX
سيب سبز

در مورد همه چي؟

درباره وبلاگ
چيزي ندارم بگم... امام بيشتر سعي ميكنم در مورد همه چي بنويسم... .
پیوندهای روزانه
پیوندها
طراح قالب

Powered By
BLOGFA.COM
جناب سروان!!

آشنائی تا عشق ........

اکثر مردم چون با درجات نظامی آشنایی ندارند به هر افسر یا درجه داری می گویند: جناب سروان. پس کسی که به هر نظامی می گوید جناب سروان یا اصلا درجات نظامی را نمی شناسد و یا تفاوت بین آنها را درک نمی کند.

بعضی از دختر خانم ها و آقا پسر ها، به محض اینکه از کسی خوششان می آید، به هیجانشان درجه ی "عشق " می دهند . بدون اینکه به میزان و جنس آن علاقه و زمینه های آن علاقه مندی توجه کنند.

یک ستوان دو، برای رسیدن به سروانی ، 8 سال باید خدمت کند یعنی 4 سال تا ستوان یکمی ، و از آن درجه 4 سال تا سروان شدن؛ بیاید ،برود، بیاموزد و آزمون دهد و...

علاقه هم مثل درجات نظامی سلسله مراتب دارد و از آشنایی شروع می شود و تا دوستی ، صمیمیت و عشق ادامه پیدا می کند.

در اکثر موارد وقتی جوان (یا نوجوان) احساس می کند عاشق کسی شده ، در واقع فرصت یا زمینه انتخاب دیگری را نداشته و برای اولین بار با موقعیتی مواجه شده که اساسا عشق نبوده ، احساسی که با نگاه و برخورد اول معمولا به سادگی ایجاد می شود و اغلب پایدار نیست.

خیلی وقتها احساس نخستین برخورد ویژه با جنس مخالف با عناوینی چون آشنایی یا هر چیز دیگری چون با هیجانات دیگری همراه می شود ؛ مثل استرس، اضطراب و خجالت و البته هیجان جنسی و... حال غریبی را در فرد به وجود می آورد و جوان فورا آن حس و حال را "جناب عشق" لقب می دهد و دیگران را عاجز از درک عمق و ژرفای آن عاشقی! میداند.

اشتباه دیگر این است که این هیجان زود گذر را با حالت دائمی عاشق بودن اشتباه می گیرند و بعد از مدت کوتاهی دلبستگی هیجان انگیزی که به وجود آمده به تدریج تحلیل می رود و کم کم اختلافات بروز می کند و سرانجام سرزنش های دو جانبه باقیمانده هیجانهای اولیه را از بین می برد و... 

هر یک، تمام اهالی جنس مقابل را به بی وفایی و سست عهدی متهم می کنند که تمام دخترها بی وفایند یا تمام پسرها عهد شکن.

عشق محصول صمیمیت ، و صمیمیت محصول دوستی ، و دوستی محصول رفاقت ، و رفاقت  از اشتراکاتی مثل همسایگی، همکلاسی، همکاری و غیره ناشی می شود (معمولا هر هم... منجر به رفاقت نمی شود و در همان حد می ماند و البته لزومی هم ندارد.)

 و نقطه شروع؛ آشنایی و شناخت است. بین درجه آشنایی تا عشق ، خیلی فاصله است.

در عشق حقیقی و رابطه ی با خدا نیز این چنین است.

 

                                                                        خدا خوان تا خدا دان فرق دارد

                                                                        كه حيوان تا به انسان فرق دارد

                                                                       بدينسـان از خدا دان تا خدا ياب

                                                                      زانســان تا به سبحان فرق دارد

 

برگرفته از سایت حجه الاسلام شهاب مرادی

 نوشته شده توسط حسين ميری |  
فيلم ضد ايراني «پرسپوليس» در کن

فيلم ضد ايراني «پرسپوليس» در کن

«پرسپوليس»، روايتي تلخ از ايران در جشنواره كن

فيلم «پرسپوليس» به كارگرداني «مرجانه ساتراپي» كه در بخش رقابتي شصتمين جشنواره فيلم كن به نمايش درخواهد آمد، روايت تلخ و سياهي را از انقلاب اسلامي تصوير كرده است.

فيلم كارتوني «پرسپوليس» اگرچه به ادعاي كارگردانش فيلمي كاملا بيطرفانه است ولي در قالبي سياه و سفيد سعي كرده تا انقلاب اسلامي را رويدادي تلخ وسياه معرفي كند كه مردم ايران را به مردمي افسرده و دل شكسته تبديل كرده است.

اين فيلم كه براساس دو كتاب مصور «ساتراپي»، توسط خود او و با همكاري «ونسان پارونو»، فيلمساز فرانسوي ساخته شده است، تصويرگر خاطرات دختري چهارده ساله سركشي است كه به ادعاي سازنده فيلم، پس از انقلاب اسلامي، ناگهان خود را در تهراني كاملا سنتي و مذهبي مي‌يابد و او كه نمي‌تواند با وضع موجود خود را تطبيق دهد توسط والدينش به وين فرستاده مي‌شود و تازه پس از استقرار خود در كشوري ديگر و رويارويي با فرهنگي جديد درمي‌يابد كه در كشورش چه دروغ بزرگي به اسم حقيقت در حال وقوع است!

كارگردان اين فيلم ضد ايراني در رسانه‌هاي مختلف غربي مصاحبه كرده و در اين مصاحبه ضمن تاييد اين مطلب كه اين دو كتاب در واقع روايت واقعي زندگي خود اوست، از وقايعي كه در ايران پس از انقلاب و پس از جنگ ايران و عراق به وقوع پيوسته ابراز نگراني كرده و مردم ايران را مردم نااميد و ترسان از بيان حقيقت معرفي كرده است!

فيلم ضد ايراني «پرسپوليس» كه قرار است در بخش رقابتي شصتمين جشنواره فيلم كن به نمايش در بيايد نظر مطبوعات غربي را به خود جلب كرده است.

در حالي كه فيلم‌هاي متعارف و واقع بينانه درباره ايران چندان مورد توجه رسانه‌هاي خارجي قرار نمي‌گيرند، فيلم ضد ايراني «پرسپوليس» نظر رسانه‌هاي خارجي بالاخص مطبوعات آمريكايي را به خود جلب كرد، آنچنانكه روزنامه آمريكايي لس‌آنجلس تايمز مي‌نويسد: «پرسپوليس» يكي از زيباترين و بكرترين روايات تاريخي است كه در عصر حاضر وجود دارد.

اين فيلم كه براساس دو كتاب مصور «ساتراپي»، توسط خود او و با همكاري «ونسان پارونو»، فيلمساز فرانسوي ساخته شده است، تصويرگر خاطرات دختري چهارده ساله سركشي است كه به ادعاي سازنده فيلم، پس از انقلاب اسلامي، ناگهان خود را در تهراني كاملا سنتي و مذهبي مي‌يابد و او كه نمي‌تواند با وضع موجود خود را تطبيق دهد توسط والدينش به وين فرستاده مي‌شود و تازه پس از استقرار خود در كشوري ديگر و رويارويي با فرهنگي جديد درمي‌يابد كه در كشورش چه دروغ بزرگي به اسم حقيقت در حال وقوع است!

لس‌آنجلس تايمز ضمن تعريف و تمجيد از استعداد «ساتراپي» در كتاب‌هاي كميك استريپ، وي را همپاي «آرت اشپيگلمن» و «ليندا باري»، كاريكاتوريست‌هاي مشهور آمريكايي معرفي مي‌نمايد و مي‌نويسد: جلد دوم اين كتاب به مراتب بهتر از جلد نخست آن است و ساتراپي به خوبي توانسته از زبان كودكانه براي روايتي واقعي و جذاب استفاده نمايد.

نشريه آمريكايي «پاپليشرز ويكلي» نيز ضمن تمجيد فيلم «ساتراپي»، درباره دومين جلد كتاب وي كه در باره وقايع پس از جنگ و خروج «مرجان» از ايران است مي‌نويسد: اگرچه در دومين جلد اين كتاب از زهر كلام «ساتراپي» و تلخي اتفاقات روايت شده كاسته مي‌شود، ولي «ساتراپي» در اين قسمت نيز بسيار ماهرانه و زيركانه عمل نموده و در بعضي جاها از اين جلد بيش از جلد اول مي‌توان به استعداد و انگيزه او پي برد.

فيلم ضد ايراني «پرسپوليس» در کن

همچنين روزنامه نيويورك تايمز در اين باره مي نويسد: داستان ساتراپي فوق‌العاده پيچيده است و بيشتر به يك مستند مي‌ماند اگرچه در قالبي گرافيكي روايت شده است....اين داستان بسيار پويا است و به خوبي مي‌تواند با مخاطب ارتباط برقرار نمايد.

اين روزنامه در پايان مي‌نويسد: داستان پرسپوليس فوق‌العاده و جذاب است!

روزنامه يوس‌اي‌تودي نيز در ستايش «ساتراپي» با وي ترتيب يك مصاحبه رو در رو را داد و با او درباره انگيزه‌اش از نوشتن و پس از آن ساخت «پرسپوليس» به گفتگو نشست.

ساتراپي در گفت‌وگو با اين روزنامه بدون اشاره به حمايت اكثريت ملت ايران از انقلاب اسلامي گفت: در كتاب اولم من خود از نزديك با انقلاب و پس از آن جنگ ايران و عراق از نزديك روبرو شدم، همه زندگي‌ من و ديگر هم ميهنانم به خاطر آنچه كه به وقوع پيوسته بود به شدت زير و زبر شده بود كه واقعا براي همه به خصوص يك نوجوان چهارده ساله بسيار سخت بود.

او در اين مصاحبه خود را "تبعيدي" ناميده و مدعي شده كتاب دومش درباره زماني است كه به تبعيد رفته است!.

وي مي افزايد: آرزوها و خواسته‌هايم با يك فرهنگ جديد تلفيق شد كه اين واقعه چنان بزرگ و شگرف بود كه من بايد فراموش مي‌كردم كه هستم و از كجا آمده‌ام، اگر صادق باشم بايد بگويم كه چه روزها و شب‌هايي در خانه نمي‌نشستم از آنچه كه در كشورم بعنوان يك دورغ بزرگ به وقوع مي‌پيوست، نگران و افسرده نبودم!

وي با وجود دفاع همه جانبه ملت ايران در جنگ تحميلي افزود: مردم تازه جنگ را پشت سر گذاشته بودند و ديگر مردم ديگر سياسي نبودند، آنها آنقدر از جنگ و وقايع آن خسته و دل شكسته بودند كه فقط مي‌خواستند زندگي كنند و تنها اين مطلب كه ديگر بمبي بر سرشان نبود آنها را خوشحال مي‌كرد، ديگر از جنبش‌هاي دانشجويي نيز خبري نبود، نسل ما به نسلي تبديل شده بود كه درباره زندانيون سياسي، انقلاب و جنگ همه چيز را مي‌دانست ولي همچنان ساكت بود زيرا مي‌دانست كه اگر دهانش را باز كند بايد در ازاي آن زندگيش را از دست بدهد، ما درباره سياست حرف نمي‌زديم چون مي‌ترسيديم!

ساتراپي در جلد دوم از كتاب خود، مدعي مي شود كه او پس از خروج از ايران و رويا رويي با كشور، فرهنگ و مردمي جديد به اين مطلب پي مي‌برد كه تا چه اندازه در كشورش ظلم و خشونت بيداد مي‌كند!

فيلم كارتوني «پرسپوليس» كه امسال قرار است در شصتمين جشنواره فيلم كن به نمايش درآيد، اگرچه به گفته «مرجان ساتراپي» فيلمي كاملا بيطرفانه است ولي در قالبي سياه و سفيد آشكارا سعي كرده تا انقلاب اسلامي را رويدادي تلخ و سياه معرفي كند كه مردم ايران را به مردمي افسرده و دل شكسته تبديل كرده است.

منبع: تبيان

 نوشته شده توسط حسين ميری |  
این چهار چیز برنمی گردند

چهار چيز است که نمي‌توان آن‌ها را بازگرداند... سنگ ... پس از رها کردن! حرف ... پس از گفتن! موقعيت... پس از پايان يافتن! و زمان ... پس از گذشتن

جالب بود یا نه؟؟؟... .

 نوشته شده توسط حسين ميری |  
انواع موسیقی در ایران

1-موسیقی سنتی:موسیقی اصیل ایران که قدیمی ترین موسیقی ایرانی می باشد.این نوع موسیقی توجه ما را به سمت عواملی چون بوی جوی مولیان,عکس رخ یار در آینه و نیز زلف پریشان وی, شراب ظلمانی و ساقی رند و حافظ و ... معطوف می نماید.(از اونجایی که این موسیقی خیلی اصیل و غنی و سنتیه واسه اینکه متهم به زیر سوال بردن ارزش های ایرانی نشم زیاد بش گیر نمی دم!)

2-موسیقی لاله زاری:نوعی موسیقی که همراه با قر کمر و حرکات موزون یک انسان به نام رقاصه همراه بوده است.اوج شکوفایی این موسیقی قبل از دوران انقلاب اسلامی می باشد!مهوش,پریوش و بند آمدن توپخانه و لاله زار! از مهمترین موضوعات قابل ذکر در این نوع موسیقی می باشند.(از اونجایی که پرداختن به این نوع موسیقی هم یه کم مسئله داره پس زیاد بش کاری نداریم)

3-موسیقی جواتی:نوعی موسیقی که مخصوص نشستن پشت کامیون و وسایط نقلیه سنگین می باشد و خوردن عرق سگی همراه با گوش دادن این موسیقی خیلی فاز میدهد.بزرگان این نوع موسیقی به دلیل معروفیت و مشهوریت زیاد نیاز به معرفی ندارند.مسائل پرداخته شده در این نوع موسیقی عشق لاتی عرق سگی تا آخر خاطر خاطیم بیا بغلم فاطی و ... می باشد.

4-موسیقی پاپ:
این نوع موسیقی به چند دسته تقسیم می شود:

اول:موسیقی پاپ قدیم:که خود به چند زیر شاخه تقسیم میشود

الف:موسیقی فرهادی:نوعی موسیقی که قصد آن آگاه نمودن گنجشک اشی مشی از خطر های زندگی و اینکه نباید روی پشت بام خانه آقای خواننده بشیند و همچنین یاد آوری روزهای هفته میباشد.نکته قابل توجه در این موسیقی چکیدن خون از ابری سیاه رنگ می باشد.

ب-موسیقی داریوشی:نوعی موشیقی ,چیز ببخشید یعنی نوعی موسیقی که خوراک نشستن پای منقل و وافور(بافور)وکشیدن تریاک میباشد.در این نوع موسیقی ما متوجه میشویم که .....بی خیال ولش کن ما چیزی متوجه نمیشویم چون الان وشط حش و حالیم!اون در رو هم ببند شوز و شرما(سوز و سرما) نیاد!!!

پ-موسیقی لس آنجلسی قدیم(نام دیگر:دامبولی دیمبول):نوعی موسیقی که در سال های ابتدایی دهه 70 در خارج از کشور اجرا میشد و بسیار طرفدار داشت.مهمترین دغدغه خواننده این نوع موسیقی دیر اومدن دوست دخترش سر قرار بود و این که اگر دوست دخترش بره اون چگونه خاکی را روی سرش بریزد؟!؟!.آها قرش بده دوست دارم! موضوعات مورد علاقه این نوع موسیقی عبارتند از:عزیزم نفسم جیگرم خوشگلم جونم عشقم مهربون من و ....مثال:تو جون منی همراه منی نفس منی عشقولی من.اگه تو بری من دیگه زنده نمی مونم. ضمناً یکی از ویژگی های این نوع موسیقی رفوزه شدن با نمره 20 می باشد!(خانم درس چیه حساب چیه هندسه و کتاب چیه؟.....)و البته تنبل بودن مبصر کلاس در درس عاشقی نیز از جمله پیام های اخلاقی این نوع موسیقی می باشد(وقتی از در تو میای تنبل کلاس میشم و توی جمع سینه ها! گیج و بی حواس میشم.خوب دس منو خوندی منو کلی! سوزوندی منو مثل یه برده خونه ننت کشوندی....) یه دختر دارم چشم نداره دماغ و دهن هم نداره!.....

دوم:موسیقی پاپ نیمه جدید:این موسیقی در داخل ایران به وجود میامد و خواننده هدف خاصی از بیان ترانه هایش نداشت و تنها هدفش شبیه بودن صدایش به خواننده های آن ور آبی بود!سردمدار این نوع موسیقی جناب آقای مهندس دکتر خشایار اعتمادی بود که با صدای داریوش و آهنگ های حیدر مریم زاده! و قیافه شرک! قصد تصاحب دل جواتان , ببخشید نه چیز یعنی جوانان ایرانی را داشت.در همین دوران و در خارج کشور یک پدیده به سرعت دارای مقبولیت عام میگشت!و این پدیده کسی نبود جز آقا با داود با آهنگ:رنگ چشات عسل!رنگ .....(سانسور) هم زرد! اسمتم که غضنفر!نشه کله ات کچل!

سوم: موسیقی پاپ جدید:

الف :موسیقی لس انجلسی جدید:ادامه دهنده راه موسیقی لس آنجلسی قدیم با این تفاوت که آهنگ ها دارای ریتم تند تری شده است و باعث حرکت سریعتر غذا داخل معده میشوند!در این نوع موسیقی خواننده دیگر نگران دیر آمدن دوست دخترش نیست بلکه می خواهد به زور به بیینده القا کند که دوست دختر شان امشب بسی خوشگل شده است! موضوعات مورد علاقه در این نوع موسیقی عبارتند از:هوس !تو سرم نمیزنی چرا پس؟- آی خانوم کجا کجا؟- دیا دیاوم دیا دیاوم!(صدای فنر پنبه زنی)آس آس آسمو پاسم ولی عاشقونه!-دیوونه دیوونه دیوونه اون باباته!-و .... بدون شک پدیده این نوع موسیقی کسی نیست جز جناب اسماعیل خان اسماعیل خان(اشتباه نکنید!نوشتن دو بار اسم این عزیز اشتباه تایپی نیست.بلکه چون ایشان پایه گذار یه سبک جدید در موسیق ایرانی هستند به نام جوات جوات! اسمشان رو دو بار نوشتم که تأ کیدی باشد بر هنر والای این برادر عزیز!) !!مثال هایی از شاهکار های هنری آقا اسماعیل: دبی دبی-قبول قبول-میشکنم میشکنم و ....ضمناً به طرفداران اسماعیل خان هم وعده می دهم که بنا بر اخبار رسیده نام آلبوم بعدی ایشان " خاک تو سرم خاک تو سرم " میباشد.

ب-موسیقی پاپ جدید ایرانی( 6 و 8!): این نوع موسیقی در داخل ایران بوجود آمد و برای اینکه در این رشته خواننده شد ابتدا باید یک خیانت بزرگ از دوست دختر تیریپ لاوتان بخورید تا بتوانید آثار موفق بیرون بدهید.و البته خواننده این نوع موسیقی همش از بی وفایی یار می نالد و اخرش هم هر چی فحش بلد است رو سر دوست دختر بنده خدایش سوار میکند!موضوعات مورد علاقه عبارتند از:تف تو مرامت عوضی کثافت! مادر .... بدم میاد ازت! پدرسگ فکر کردی کی هستی و ...مسلماً بزرگان این نوع موسیقی مثلث حامد هاکان-محسن یگانه و محسن چاووشی هستند با توانای منحصر به فرد در دادن البوم هر 8 ساعت یکبار!

نکته:شخصی به نام محمد اصفهانی نیز در این کشور فعالیت موسیقی انجام میدهد ولی نگارنده هنوز متوجه نشده است وی در حیطه موسیقی سنتی کار میکند یا پاپ! با عرض معذرت از آقای چارلی چاپلین!!!

5-موسیقی بندری!(نام دیگر دوبٌائو دوبٌئو !):نوعی موسیقی که از دیر باز جهت تکون دادن قسمت بالا تنه به کار می رفته و دریای بوشهر و بندر عباس و ماهشهر را در ذهن انسان تداعی می کند.هدف خواننده در این نوع موسیقی آشنا نمودن با شنونده با دختر های جنوبی و چهره سیاه سوخته آنها را همچون پریان دریایی توصیف میکند!چندی پیش آهنگ بسیار جالب توجه سیاه نرمه نرمه! انقلابی بزرگ در زمینه این نوع موسیقی پدید آورد و بعد از آن آهنگ خالو خالو و آفاب لب بومه روز کارش تمومه! در رتبه های بعدی قرار دارند.

6-موسقی رپ: نوعی دیگری از موسیقی که حدود 5 سال است در ایران بوجود آمده و یکسال نیز می باشد که مورد قبول جامعه ایرانی قرار گرفته است ونکته مهم در این نوع موسیقی خواننده های آن هستند که همه از نوجوانان 18-19 ساله هستند که مهمترین دغدغه آنها داشتن دوست دختر می باشد!!! ضمناً این نوع موسیقی بر اساس آمار ارائه شده توسط اداره زید یابی موثر ترین راه برای مخ زدن میباشد!موضوعات مورد علاقه عبارتند از: دوست دختر من بهتره مال تو احمقه!دخترا رو باید از بین برد-اهنگام هست تو همه مهمونی ها و همه ماشین هایی که میدن تو اتوبان تهران کرج ویراژ-رفتیم پارتی اوف عجب دافایی-[...] و [...] و[...]و[...] !نکته جالب دیگر رویش قارچ وارانه ی خواننده رپ(رپر) می باشد و نکته بسیار جالبتر اینکه هر کسی که شروع به خواندن آهنگ رپ میکند ابتدا تمامی خواننده های رپر دیگر را زیر سوال می برد و .. بزرگان این نوع موسیقی عبارتند از: سروش همه کس-امیر کچلو!-ضایع بازی!-گل نیلوفر آبی که قبلاً بش میگفتن یاس –صفر نمیدونم چند و ابلیس و جهنم و بهشت و برزخ و دوزخ و جهان آخرت و ....

پیام اخلاقی: اگه با مامان بابتون دعوا شد فرداش میتونید یه آلبوم بدید بیرون تا معروف شید...!

 نوشته شده توسط حسين ميری |  
samuel beckett

" تنهائيم را به آتش بكش "


وقتي از ساموئل بكت حرف مي زنيم ، اولين چيزي كه در ذهنمان مي آيد نمايشنامه هاي او و به خصوص نمايشنامه مشهور" درانتظار گودو " اوست . اما اين نويسنده مشهور ايرلندي ، به همان اندازه كه نمايشنامه نوشته ، شعر و رمان هم نوشته است . بكت را غير سياسي ترين نويسنده قرن بيستم مي نامند . رمانهايي چون : مورفي - مالون مي ميرد  ، نام بكت را به اندازه نمايشنامه هايش بر سر زبانها انداخت .

   بكت در سال 1969 به خاطر نمايشنامه " در انتظار گودو " برنده جايزه نوبل ادبي شد .  

                                                                        

                                                                                                                        

     از بكت مي توان بسيار نوشت . انساني گوشه گير كه بيشتر روزهاي عمر خويش را در اتاقش و در رختخوابش سپري مي كرد . . بكت در  سالهاي زيادي از عمر خويش از همنشيني با زنان دوري مي جست ، اما نوشته هايش سرشار است از انديشه هاي فيمينستي . حضور او در جنبش مقاومت فرانسه در طي جنگ جهاني دوم براي چنين انسان گوشه گيري از نكات قابل تامل زندگي اوست . بكت در ادامه زندگي شيفته  نويسنده هموطن خود " جيمز لوئيس " شد . مشهور است كه اين دو ساعت ها روبروي هم نشسته و به چشمان عاشق يكديگر خيره مي شدند . اما اين عشق هرگز به وصال نرسيد . حتي تصميم بكت براي ازدواج با دختر لوئيس هم عقيم ماند . اين اتفاق منظر نگاه بكت را نسبت به زنان به شدت تغيير داد ، به نحوي كه زندگي مشترك بكت با همسرش " سوزان " نماد كاملي از عشق را تداعي مي كرد . تا آنجاكه اندكي بعد از مرگ سوزان ، بكت نيز در فراق او در گذشت " در سال 1989 " .

كتابهايي چون : الوترايا - بازي نهايي - مولوي - مالون مي ميرد - غير قابل نامگذاري - مرسيدار كامير - من نه - فاجعه - چي كجا و ... از نوشته هاي اين نويسنده جايزه نوبل است .

 

...دوست دارم عشقم بميرد و در گورستان باران ببارد و در كوچه هايي كه گام بر مي دارم ؛ همان عشق گرياني كه گمان مي كرد مرا دوست دارد  

( بكت

 نوشته شده توسط حسين ميری |  
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
آرشیو مطالب
امکانات
اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنید!   ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن این وبلاگ به علاقه مندیها!   لینک RSS

Copyright © 2006 All Rights Reserved by llm.Blogfa.com