
چيزي ندارم بگم...جز يه روز يه سيب از روي درخت افتاد روي سر يه مرد، و آن مرد جاذبه زمين را کشف کرد.
يه روز يه سيب از روي درخت افتاد روي سر يه مرد، و آن مرد فکر کرد که چقدر بدشانس است و آن جا را براي هميشه ترک کرد.
يه روز يه سيب از روي درخت افتاد روي سر يه مرد، و آن مرد آن سيب را نقاشي کرد.
يه روز يه سيب از روي درخت افتاد روي سر يه مرد، و آن مرد مرد.
يه روز يه سيب از روي درخت افتاد روي سر يه مرد، و آن مرد سيب را با لذت خورد.
يه روز يه سيب از روي درخت افتاد روي سر يه مرد، و آن مرد توشه اي از علم سيب بر ذهن گذاشت و عصاره اي شفابخش ساخت براي اثبات توانگري خويش در آن چه مردم معجزه ي طب مي ناميدند.
يه روز يه سيب از روي درخت افتاد روي سر يه مرد، و آن مرد گفت: اين سيب توطئه خصمانه دشمنان من است و رفت تا انتقام بگيرد.

در هر كاري بالاخره دعوا وجود دارد! حالا دعواهايش در يك بازه نسبتا طولاني قرار ميگيرد. از بالا بردن تن صدايتان در برابر دعواشونده (اين يكي اختراع خودم است) تا پرت كردن صندلي به طرف مقابل يا دست به يقه شدن. حالا بايد بگوييم كه همه اينها در فوتبال ما تجربه شده است. از همان بالا بردن صدا تا پرت كردن صندلي به حريف. معروفترينهايش اينهاست.
علي پروين - علي دايي
براي هواداران پرسپوليس حتي آنهايي كه سنشان قد نميدهد به ديدن بازيهاي علي پروين، او يك اسطوره است. سلطان لقبي است كه فقط براي پروين به كار برده ميشد. پروين در زمان بازياش آنقدر به اين تيم وفادار ماند و آنقدر براي اين تيم خوب بازي كرد كه براي هواداران او خيلي سخت بود بتوانند كسي را جايگزين او بكنند. كسي هم جايگزين او نشد. علي پروين فارغ از جنبههاي فني، شخصيتي كاريزما بود و همه بازيكنهاي اين تيم هم از او حساب ميبردند! اما اواخر دوران سرمربيگري پروين مصادف شد با حضور ستارهاي به نام علي دايي در تيم پرسپوليس. از آنجايي هم كه قديميها گفتند دو پادشاه در اقليمي نگنجند اين دو شخصيت نتوانستند با همديگر بسازند. همين كه علي پروين پايش را از تيم بيرون گذاشت علي دايي سعي كرد جاي پروين را بگيرد. نه كه بنشيند روي نيمكت تيم بلكه با مصاحبههاي مختلفش طعنه و كنايههاي زيادي را نثار پروين كرد تا هواداران تيم پرطرفدار پرسپوليس بدانند كه اين تيم فقط علي پروين را نداشت و خيلي از بازيكنان ديگري هم بودند كه بهتر از او ميتوانستند در اين تيم حضور داشته باشند! قضيه پروين و علي دايي خوشبختانه در همين حد ماند و به «صندليپراني» نكشيد. علي دايي به تيمهاي اروپايي رفته بود و پروين هم يك فصل در ميان روي نيمكت پرسپوليس مينشست و پايان فصل از فوتبال خداحافظي ميكرد!
بلاژهويچ - خداداد عزيزي
هنوز هم كه هنوز است خيلي از كارشناسان معتقدند بهترين تيم ملي اين دورههاي اخير فوتبال ايران تيمي است كه در سال 2002 به جام جهاني نرفت! حضور بازيكناني مثل علي دايي، كريم باقري، مهدي مهدويكيا، رحمان رضايي و خداداد عزيزي در تيمي با سرمربيگري بلاژهويچ و رئيس فدراسيوني به نام: صفايي فراهاني، اما هيچ كدام از اين قضيهها باعث نشد اين تيم بدون حاشيه بماند. دعواي مهم اين تيم مربوط ميشد به دعواي خداداد عزيزي با بلاژهويچ كه منجر به اخراج ستاره ريزنقش تيم ملي فوتبال ايران شد. قضيه از اين قرار بود كه خداداد عزيزي كه قبل از آن سال هميشه پيراهن شماره 11 را به تن ميكرد حاضر نشد شماره پيراهنش را به كسي بدهد. از قرار معلوم بلاژهويچ پيراهن شماره 11 تيم را به رحمان رضايي ميدهد كه اين به مذاق خداداد عزيزي خوش نميآيد و از تيم قهر ميكند. تازه وقتي كه با پادرمياني عدهاي خداداد حاضر ميشود از خر شيطان پايين بيايد و بدون آن شماره پيراهن به تيم برگردد جناب بلاژهويچ سوار بر خر شيطان ميراند! سرمربي كروات تيم پايش را توي يك كفش ميكند كه بازيكني كه سر شماره پيراهن با تيم ملي كشورش قهر ميكند، همان بهتر كه قهر بماند. دعواي خداداد عزيزي و بلاژهويچ منجر به بيرون ماندن خداداد از تيم ملي شد. تيم ملي با شكست برابر بحرين از جام جهاني باز ماند و بلاژهويچ هم از ايران رفت. خداداد ماند و شماره 11 تيم ملي و دعواهايي كه مدتي خوراك روزنامهها شده بود.
محمد مايليكهن علي دايي
رابطه ميان مايليكهن و علي دايي طي سالهاي اخير فراز و نشيب زيادي داشته و البته نقاط تاريك اين رابطه بيشتر از نقاط روشنش است. مايليكهن كه معروف به مبارزه با بازيكن سالاري بود در مسابقات مقدماتي جام جهاني 98 فرانسه و در بازي مقابل ايران و سوريه، به علي دايي بازي نداد و به جاي او از محسن گروسي استفاده كرد. اما عقب افتادن ايران از سوريه باعث شد كه مايليكهن تصميم بگيرد از دايي به جاي گروسي استفاده كند. اتفاقي كه دايي حاضر به قبول آن نبود چرا كه اعتقاد داشت گروسي پيشكسوت اوست. البته مايليكهن نهايتا دايي را به بازي فرستاد اما همين موضوع باعث شروع اختلافات بين اين دو نفر بود. سالها گذشت و ديگر خبري از مايليكهن در تيم ملي نبود و دايي هم در تيم ملي تبديل به بازيكن ثابت شده بود و هيچ مربي او را تعويض نميكرد. سال 2006 و عملكرد ضعيف دايي در آلمان باعث شد مايليكهن كه به عنوان كارشناس در يك برنامه تلويزيوني حاضر شده بود به شدت از دايي انتقاد كرده و او را بازيكني معرفي كند كه در صبا باطري تصميمات نهايي را ميگيرد و اصلا به حرف مربي تيم توجه نميكند. مايليكهن همچنين به اين نكته هم اشاره كرد كه ايمان مبعلي به دليل تكلي كه روي پاي دايي در سوپر جام ايران و در بازي فولاد مقابل صبا باطري زده ديگر رنگ تيم ملي را نديده است. ادعايي كه البته هيچ وقت اثبات نشد اما باعث شد كه دايي از مربي سابقش شكايت كند و اين آغاز جنگهاي اين دو نفر شد. بعد از انتخاب دايي به عنوان سرمربي تيم ملي محمد مايليكهن تبديل به منتقد اصلي او شد و از هر فرصتي براي حمله به بازيكن سابقش استفاده ميكرد. كار به جايي رسيد كه مايليكهن در مورد دايي از لفظ «آقا قلدره» هم استفاده كرد. دايي هم البته سعي كرد كه زياد وارد اين درگيري نشود و همه چيز را به وكيلش سپرد. دايي اعتقاد داشت كه اگر مايليكهن حاضر شود حرف هايش را پس بگيرد او از شكايتش صرف نظر خواهد كرد با ابن همه مايليكهن به هيچ عنوان زير بار اين قضيه نرفت و حتي ادعا كرد كه به زندان ميرود اما از دايي عذرخواهي نميكند. با اينحال محمد مايليكهن بعد از بركناري دايي جاي او را در تيم ملي گرفت. هرچند اين اتفاق خيلي زود به خداحافظي او از تيم ملي انجاميد.
مايليكهن - قلعهنويي
اتفاقات بين اين دو مربي را كسي كه نشنيده است خواجه حافظ شيرازي است. بازي ما قبل پاياني فصل اخير و گل دقيقه 90 سايپا (تيم مايليكهن) به استقلال (امير قلعهنويي) و پيرو آن حرفهاي ركيك تماشاگران عليه مايليكهن، در همين گيرودار انتخاب مايليكهن به عنوان سرمربي تيم ملي (آن هم به جاي دايي)، صادر كردن بيانيه اول مايليكهن عليه قلعهنويي با ادبياتي تند، واكنش رسانهها و مطبوعات عليه مايليكهن به عنوان سرمربي تيم ملي، صدور بيانيه دوم از طرف مايليكهن كه با ادبياتي عجيب و غريبتر عليه قلعهنويي، پاسخهاي گاه و بيگاه قلعهنويي كه همه حرفهايش را در پشت كلمه «بعضيها» پنهان ميكرد و... همه باعث دعواهاي كلامي و لفظي اين دو مربي شد. اما قضيه مايليكهن و قلعهنويي جايي به اوج خودش رسيد كه در كلاسهاي مربيگري اريش روته مولر اين دو مربي نامهنگاري و مصاحبه و جوابيه دادن را كنار گذاشتند و رسما دست به يقه شدند. حالا روايتهاي مختلفي از درگيري فيزيكي اين دو مربي وجود دارد. عدهاي ميگويند كه مايليكهن دوستانه يقه قلعهنويي را گرفته (دقت كنيد به واژه دوستانه!) و يكسري راهنمايي و نصيحتهايي را به مربي جوان استقلاليها داده است. خبرگزاريها هم از تركيب «درگيري فيزيكي» نام بردند ولي تعدادي هم بودند كه گفتند محمد مايليكهن حضور قلعهنويي را (هرچند با دلايل قابل قبول) تاب نياورده و يك صندلي را به طرف قلعهنويي پرتاب كرده است. از اين كه صندلي به قلعهنويي برخورد نكرده است همه رسانهها و خبرگزاريها متفق القول موافق بودند! اما بالاخره مربي مستعفي تيم ملي بار ديگر نشان داد غير از نوشتن بيانيه كارهاي ديگري هم بلد است.
مايليكهن - فيروز كريمي
شرمندهايم كه همه اين بحثها يك طرفش مايليكهن شد ولي آخرين قضيه هم مربوط ميشود به اين دو مربي البته اگر تا قبل از اين نوشته دوستان فوتبالي دست گل جديدتري به آب نداده باشند! اين بار هم قضيه از هفته پاياني ليگ برتر آغاز شد. جايي كه صبا باطري (تيم فيروز كريمي) در برابر سايپا ( تيم مايليكهن) بازي داشت. قضيه را از زبان مايليكهن بشنويد كه به خبرگزاري ايپنا گفته است «در ديدار با صباي قم وقتي الفاظ ركيكي از فيروز كريمي شنيدم از داور چهارم كه او هم اين الفاظ را ميشنيد خواستم تا با اين رفتار برخورد كند چراكه ورزشگاه محيطي مقدس است و نبايد چنين الفاظي در آن برده شود. اگر من اين حرفها را ميزنم براي اين است كه فوتبال ما بايد پاك شود چراكه امروز فوتبال ما بسيار آلوده شده و تا زماني كه من باشم اجازه نميدهم برخي افراد همچون كريمي با لودگي، مضحكه و دلقكبازي خيلي از افراد را تخريب كنند. به قاطعيت ميگويم كه اين آقا بازيكنان خود را به زور آمپول به زمين ميفرستد و يكي از عاملان دوپينگ است البته من در اين زمينه مدارك و مستندات كافي دارم كه در صورت نياز ارائه ميدهم.» اما قضيه به اينجا ختم نشد. جلسه كميته انضباطي درباره اين دو هم پرحاشيه شد. زماني كه فيروز كريمي و محمد مايليكهن در كميته انضباطي با هم روبهرو شدند فيروز كريمي براي دست دادن، دست خود را به سوي مايليكهن آورد كه وي حاضر به دست دادن با فيروز كريمي نشد. وقتي فيروز كريمي دليل اين حركت مايليكهن را از او جويا شد، مايليكهن گفت: من و شما با هم مشكل داريم پس دليلي ندارد كه در حضور ديگران با هم دست بدهيم و روبوسي كنيم و هنگامي كه فيروز كريمي متذكر شد كه با مايليكهن هيچ مشكلي ندارد مايليكهن خطاب به وي گفت: اما من با شما مشكل دارم! ولي اين بار نوبت فيروز كريمي بود تا با آن خونسردي مثال زدني اش به خبرنگاران بگويد: از نظر وجداني هم كه باشد بايد قبول كنيم كه كه محمد مايليكهن براي فوتبال ايران زحمتهاي بسياري كشيده است، اما در شرايط فعلي او از حالت نرمال و عادي خارج شده و بايد به وي كمك كنيم.» با سابقهاي كه از محمد مايليكهن سراغ داريم نيش و كنايههاي فيروز كريمي هم بدون پاسخ نخواهد ماند.
نویسنده: رضا اميدوار
ارسال به:
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::

دکتر علي شريعتي يکي از متفکران اسلامي معاصر بود.
ديروز سي امين سالروز درگذشت اين شخصیت ايراني بود. او به ورزش و فوتبال نگاهي وسيع داشت. متن زير را بخوانيد تا با نگرش او به ورزش هم تا حدودي آشنا شويد ؛
جالب تر آن است که شريعتي علاوه بر "هنر" به استفاده از "ورزش" به عنوان يک پديده ي اجتماعي که قدرت "جمع کردن" انسانها را دارد، نيز انديشيده بود. صغيري در خاطراتش در اين باره مي گويد:
"يادم است ايامي که در حسينيه ي ارشاد بودم، دکتر با جمعي از دوستانش قصد داشت واحد ورزش حسينيه ي ارشاد را هم راه اندازي کند. معتقد بود که امروزه فوتبال به يک پديده ي اجتماعي مهمي تبديل شده و اين قدرت را دارد که صد هزار نفر را در استاديوم جمع کند . دکتر اعتقاد داشت که چرا ما نبايد براي مطرح کردن حرف و پيام خودمان از اين فرصت مناسب استفاده کنيم. حتي معتقد بود که بايد حسينيه ي ارشاد تيم فوتبال تشکيل بدهد و فوتباليست هاي ماهر و مطرح را جذب خود بکند و نيروهاي مستعد را پرورش دهد. البته تيم فوتبال تشکيل نشد اما دکتر حتي فکر اين کار را هم کرده بود."
منبع : کتاب پشت پرده ابوذر- به کوشش سيد قاسم يا حسيني ص 69
ارسال به:
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::
دونگا، درخواست كاكا براي بازي نكردن براي تيم ملي برزيل را خلاف تمام موعظه و آموزشهايي از تابستان گذشته ميداند.
به گزارش (ايسنا)، كاكا در نامهاي به كنفدراسيون فوتبال برزيل (CBF) خواهان بازي نكردن در كوپا آمريكا شده بود. كوپا آمريكا ژوئن تا ژوئيه آينده در ونزوئلا برگزار ميشود. اين تنها چيزي بود كه دونگا نميخواست از دهان ستاره ميلان بشنود.
دونگا كه با هدف دگرگون كردن سيماي تيم ملي پس از رقابتهاي جام جهاني 2006 سرمربي شد هشدار داده بود كه تنها به بازيكنان وفادار نياز دارد.
در سايت رسمي CBF آمده است:« دونگا گفت كه ميخواهد روي تمام بازيكنانش در كوپا آمريكا حساب كند چرا كه اين نخستين رقابت رسمي پس از جام جهاني است. جايي كه برزيل نتيجهاي كه انتظار ميرفت را نگرفت. او همچنين گفت كه تصميم كاكا فرصتي براي آزمايش شدن ساير بازيكنان است.»
اما، اين هشدار دونگا هنگام نشستن روي نيمكت برزيل بود: « تا زماني كه من مسوول هستم، آنها بايد با جان و دل براي تيم ملي بازي كنند. بازيكنان بايد درك كنند كه ما كيفيت لازم را داريم، اما آنها بايد انگيزه بالايي هم داشته باشند و ميدانند تعداد كمي اين ويژگي را دارند.»
هنگامي كه سال گذشته ديدا هم باشگاهي كاكا چنين درخواستي كرد، دونگا اين چنين به او پاسخ داد:« ما بازيكني كه دوست ندارد نماينده برزيل باشد و از بودن در اين تيم راضي نيست را نميخواهيم.»
درخواست كاكا در برزيل با انتقادات بسياري روبرو شد. اين احتمال وجود دارد ساير بازيكنان هم راه بازيكن ميلان را دنبال كنند.
روزنامه Folha نوشت:« اين درخواست خيال ساير بازيكناني كه نميخواهند به كوپا آمريكا بروند را راحت كرد، اكنون آنها ميتوانند سر اين موضوع بحث كنند كه از چنين حقي برخوردار هستند، رونالدينيو يكي از آنهاست.»
فرناندو كالاسانس، ستون نويس روزنامه O Globo در ريودوژانيرو نوشت:« چنين موضوعي بيانگر كمبود هويت بهترين بازيكنان برزيل در قبال هواداران، تيم ملي و فوتبال برزيل است. اين پيامد طبيعي انتقال هر بازيكن جوان برزيلي به فوتبال اروپا است. برزيل به جايي براي گذراندن تعطيلات تبديل شده است!»
ارسال به:
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::
پايگاه اينترنتي روزنامهي Morgen Post آلمان در مطلبي با عنوان «وداع اندوهناك مهدي» به جدايي بازيكن ايراني هامبورگ در پايان فصل جاري رقابتهاي بوندسليگا پرداخت.
به گزارش ايسنا ، در حالي كه هامبورگ پس از مدتها كش و قوس سرانجام توانست جايگاهش در بوندسليگاي يك را حفظ كند، با اين حال بازيكناني همچون مهدوي كيا كه در نگه داشتن اين تيم سهم زيادي داشتهاند، در برنامههاي فصل آينده اين باشگاه جايي ندارند و بايد در پي يافتن باشگاهي جديد باشند.
Morgen Post نشريه شهر هامبورگ در مطلبي به خداحافظي «مهدويكيا» اشاره كرد. دراين گزارش آمده است:« مهدي مهدميكيا تقريبا هشت سالي است كه كفشهاي فوتبالش را براي هامبورگ بسته است. او با اين باشگاه فراز و فرودهايي را تجربه كرده است. در ليگ قهرمانان بازي كرده است. در جام يوفا حاضر بوده است و براي بقا در بوندسليگاي يك جنگيده است. قرارداد اين بازيكن ايراني در پايان فصل جاري رقابتها به پايان ميرسد. تنها دو بازي ديگر باقي مانده است و سپس دوران مهدويكيا در هامبورگ به پايان ميرسد. از تمديد قرارداد كنوني خبري نيست. وداع اندوهناك مهدويكيا».
اين پارسي 29 ساله در آغاز فوريه گذشته گفته بود:« روشن است كه ميخواهم بمانم. هامبورگ در نزد من بهترين است. هميشه اين طور بوده است. با اين حال بايد زماني هم از باشگاه پيامي (در اين باره) برسد. از آن زمان سه ماهي ميگذرد. او بيهوده انتظار رسيدن اين پيام مهم و سرنوشتساز را ميكشد. براي اين بازيكن پا به توپ با سابقه همه چيز آرام گرفته است و حتي خود او هم در اين ميان ديگر ميلي به حرف زدن ندارد. او تنها ميگويد:« فصل بسيار نااميد كنندهاي بود. نميتوانم بگويم چگونه ادامه خواهد يافت.»
وداع او موضوعي پايان يافته تلقي ميشود و جستجو دربارهي نظر رسمي دربارهي آينده ورزشي او در هامبورگ بيهوده است.
با اين همه مهدويكيا كه هنوز هم يكي از پرطرفدارترين بازيكنان هامبورگ به شمار ميآيد شايستهي يك اظهار نظر قطعي و صريح بوده است. او در 209 بازي خود براي هامبورگ 26 گل به ثمر رساند و 43 پاس گل هم مهيا كرد.
خدمات او براي باشگاه جاي حرف ندارد. تساوي چهار بر چهار برابر يوونتوس تورين در ليگ قهرمانان اروپاي سال 2000 يكي از درخشانترين روزهاي حضور او در هامبورگ به شمار ميآيد. مهدي با يك گل زده و دو پاس گل در آن بازي ماندگار شد و نام خود را در كتابهاي تاريخ ثبت كرد.
البته تمام اينها مربوط به گذشته است. اكنون اوضاع غم انگيزي حكمفرماست. ديتمار بايرسدورفر مدير ورزشي HSV درست پنج هفته پيش دربارهي او گفته بود:« ما از او انتظار بيشتري داريم.»
اين جمله تا اين لحظه آخرين حرفي است كه دربارهي آينده مهدويكيا گفته شده است. هنوز دو بازي ديگر باقيمانده است. شايد او در اين دو بازي سران باشگاه را به ماندن متقاعد كند.
و اين ميتواند پاياني تلخ براي اين با سابقهترين بازيكن هامبورگ باشد.
مهدي با چهار كارت زردش از بازيهاي گذشته شنبه برابر نورنبرگ قرار ميگيرد. اگر او باز هم كارت زرد داور را در مقابل ديدگان خود ببيند، از بازي پاياني برابر آلمانيا آخن محروم خواهد شد و «بازي پاياني او» بدون او برگزار خواهد شد.
تبيان : برخي معقدند جدايي هامبورگ در واقع توطئه اي ست براي اينکه اين بازيکن ايراني اسطوره باشگاه نشود چرا که مهدي در صورت باقي ماندن در اين تيم از سال آينده مي تواند بازوبند کاپيتاني را بر بازو ببندد و اين براي خيلي ها قابل تحمل نيست.
ارسال به:
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::
هفته سي و دوم مسابقات فوتبال بوندس ليگا
علي کريمي پاس گل داد
دومين روز از هفته سي و دوم رقابت هاي فوتبال دسته اول باشگاه هاي آلمان بوندس ليگا با پيروزي شالکه، توقف بايرن مونيخ و شکست خانگي هامبورگ به پايان رسيد.
در يکي از ديدارهاي عصر ديروز تيم فوتبال بايرن مونيخ در ورزشگاه بورسيا پارک و در حضور 54019 هزار تماشاگر برابر ميزبان خود مونشن گلادباخ به تساوي يک بر يک رضايت داد.
در اين ديدار ماکاي در دقيقه 12 و روي پاس علي کريمي گل برتري بايرن را به ثمر رساند ولي کلوگه در دقيقه 52 گل تساوي تيم مونشن گلادباخ را وارد دروازه بايرن کرد. کريمي که براي دومين ديدار متوالي از ابتداي مسابقه در ترکيب اصلي بايرن به ميدان رفته بود در دقيقه 87 جاي خود را فوراشتنر داد.
با اين تساوي تيم فوتبال بايرن مونيخ با 54 امتياز و تفاضل گل 9+ جايگاه خود در رده چهارم جدول بوندس ليگا تثبيت کرد ولي شانس حضورش در رقابت هاي ليگ قهرمانان اروپا سال آينده بسيار ضعيف شد.
درحال حاضر وردربرمن با 60 امتياز، تفاضل گل 32+ و يک بازي کمتر در رده سوم بوندسليگا قراردارد و با توجه به حضور 3 تيم از اين مسابقات در ليگ قهرمانان اروپا، برمن در صورت تحمل شکست هاي سنگين در 3 بازي آينده و پيروزي پرگل بايرن در دو مسابقه پايان در فصل جاري بوندسليگا، از حضور در ليگ قهرمانان اروپا محروم مي شود، اتفاقي که بروز آن بسيار ضعيف است.
همچنين در ورزشگاه آ.او.ال آره نا و در حضور 59 هزار تماشاگر تيم فوتبال هامبورگ با نتيجه 3 بر صفر مغلوب ميهمان خود بوخوم شد تا پس از 3 هفته شکست ديگري را تجربه کرده و با دو پله نزول به رده دوازدهم اين رقابت ها سقوط کند.
در اين ديدار که مهدي مهدوي کيا 90 دقيقه در ترکيب اصلي هامبورگ به ميدان رفت، گتاس در دقيقه 61، گروته در دقيقه 68 و ميسيمويچ در دقيقه 80 ازروي نقطه پنالتي براي بوخوم گلزني کردند.
-----------------------------------------------------
شفچنکو موضوع اختلاف آبراموويچ و مورينيو
همسر شفچنکو مهاجم اوكرايني تيم فوتبال چلسي انگليس فاش کرد شوهرش عامل اصلي اختلافات خوزه مورينيو سرمربي تيم چلسي و رومن آبراموويچ مالک روسي باشگاه چلسي است.
همسر شفچنکو در تماسي تلفني با آدريانوگالياني نايب رئيس باشگاه اث ميلان ضمن اعلام اين موضوع از وي خواست آنها را بار ديگر به ميلان بازگرداند و از لندن دور سازد.
به گزارش پايگاه اينترنتي الكره همسرشفچنكودرتماس تلفني باگالياني گفت: آمدن ما به انگليس اشتباه بزرگ بود و هر روز يك مشكلي بين ما و خوزه مورينيو پيش مي آيد و حضور شفچنكو در چلسي علت مشكلات بين مورينيو
و آبراموويچ است .
شفچنكو هنوز با سلويو برلوسكوني مالك باشگاه ميلان و نخست وزير سابق ايتاليا ارتباط قوي دارد.
گفته مي شود برلوسكوني خواهان بازگشت شفچنكو به اث ميلان است .
ارسال به:
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::
"خوزه مورينيو" سرمربي تيم فوتبال چلسي و "رومن آبراموويچ" مالك روس اين باشگاه، پس از مدتها جنگ سرد، يكشنبه شب در پي پيروزي ۲بر يك چلسي مقابل بلكبرن در جام حذفي باشگاههاي انگليس يكديگر را در آغوش كشيدند.

سايت اينترنتي روزنامه ميرر در اينباره نوشت: اين دو از زمان مشاجره با يكديگر در ماه ژانويه تا كنون صحبت نكرده بودند و همين امر احتمال اخراج مورينيو در تابستان را قوت بخشيده بود.
با وجود اين آبراموويچ كه براي تماشاي مسابقه ديشب از روسيه به انگليس رفته بود، با رفتن به رختكن براي تبريك به بازيكنان و در آغوش كشيدن مورينيو، نشان داد كه آماده آشتي با اوست.
مورينيو گفت: من فقط خارج از اتاق مطبوعات با رومن صحبت كردم.
نميدانم او وارد رختكن شد يا نه. من فقط ۱۰ثانيه قبل از آمدن وي در رختكن بودم.
اين مربي افزود: ما همديگر را در آغوش گرفتيم و به هم تبريك گفتيم.
پيروزي چلسي مقابل بلكبرن اين تيم را در آستانه كسب چهار عنوان قهرماني در يك فصل قرار داده است.
سرمربي چلسي كه بايد در فينال جام حذفي باشگاههاي انگليس با منچستريونايتد ديدار كند، از عملكرد بازيكنان خود در اين مسابقه تمجيد كرد و آنها را "قهرمان" خواند.
بنابراين گزارش، برگزاري اولين فينال چلسي در وزشگاه جديد ومبلي در روز ۱۹مه نيز مورد تقدير آبراموويچ قرار گرفت و او به ميزان محبوبيت مورينيو در ميان بازيكنان و هواداران چلسي پي برد.
مورينيو اظهار داشت: همه هواداران چلسي بايد به بازيكنان احترام بگذارند. آنها گروه فوقالعادهاي هستند. آنها مانند ۹۰دقيقه ديدار مقابل والنسيا، برابر بلكبرن نيز ۱۲۰دقيقه مثل يك قهرمان مبارزه كردند. نگران پايان وقت معمول مسابقه بودم چون ميدانستم اگر بلكبرن گل بزند، ميتواند پيروز شود اما در وقت اضافه هيچ نگراني نداشتم چون به بازيكنانم ايمان داشتم و ميتوانستم قدرت آنها را ببينم.








